ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
754
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
است و دست و قدرت انسان بر جهان و آنچه در آن هست گشاده است زيرا خدا او را بمنزلهء جانشين خود قرار داده است [ 1 ] و نيروهاى بشر پراكنده است پس آنها درين مورد اشتراك دارند . و آنچه يكى از آنان در نتيجهء اين گشادگى بدست ميآورد ديگرى را از آن محروم مىكند مگر آنكه عوضى از وى بازگيرد ، پس هنگامى كه انسان قدرت يابد و از مرحلهء ناتوانى در گذرد در برگزيدن پيشهها تلاش مىكند تا آنچه را خدا بسبب آن به او ارزانى داشته است در تحصيل نيازمنديها و ضروريات زندگانى از راه پرداختن عوض آنها خود خرج كند [ 2 ] . خداى تعالى ميفرمايد پس روزى را نزد خدا بجوئيد [ 3 ] . و گاهى هم وسيلهء روزى بىكوشش و تلاش بدست ميآيد مانند بارانهائى كه براى زراعت سودمند است و مانند آن . ولى با همهء اين چنين موجباتى فقط كمك وى مىباشد و ناچار بايد تلاش كند ، چنان كه در آينده بدان اشاره خواهيم كرد . بنابر اين بدست آوردههاى مزبور اگر به ميزان ضرورت و نياز باشد وسيلهء معاش او خواهد بود و اگر از اندازهء ضرورت فزونى يابد آن وقت منبع ثروت و تمول او بشمار ميرود . سپس بايد دانست كه اين بهره يا حاصلى كه بدست ميآيد اگر سود آن عايد انسان شود و از ثمرهء آن برخوردار گردد و آن را در راه مصالح و نيازمنديهاى خود خرج كند چنين حاصلى را روزى و رزق مينامند . پيامبر ، ص ، فرمايد : « آنچه از ثروت تو به تو اختصاص دارد مقداريست كه بخورى و آن را تمام كنى ، يا بپوشى و آن را كهنه سازى ، يا صدقه بدهى و بجريان مصرف اندازى » و در صورتى كه از ثروت خود بهيچرو سود نبرد و آن را در مصالح و نيازمنديهاى خود به كار نيندازد چنين ثروتى را نسبت بدارندهء آن رزق و روزى نمينامند .
--> [ 1 - ) ] اشاره به : وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ 6 : 165 سورة الأنعام ، آيهء 165 . [ 2 - ) ] اشاره به : فَلْيُنْفِقْ مِمّا آتاهُ الله 65 : 7 . سورهء الطلاق ، آيهء 7 . [ 3 - ) ] فَابْتَغُوا عِنْدَ الله الرِّزْقَ 29 : 17 . سورهء عنكبوت ، آيهء 16 .